سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

امامزاده میر عبداله بزن آباد


وبلاگ شخصی حامد ذوالفقاری
رهائی شهرضائی (گلچین مناسبتی)
مهاجر
جاده های مه آلود
دلتنگ...
ترکشهای روح (تا دولت هشتم همراه با دکترسعید جلیلی)
داروخانه دکتر سلیمی
امل کوچولو
###@وطنم جزین@###
قیدار شهر جد پیامبراسلام
لبهای زخمی
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
فرهنگی هنری و عامیانه
علی داودی
چشمـــه هــای رحمــت
عشق الهی
EMOZIONANTE
قاصدک
وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید)
در انتظار ظهور
برترین لحظه ها
لباس شخصی
upturn یعنی تغییر مطلوب
زینت زن=حفظ حجاب((Hejab pix))+عکس+پوستر
ساعت یک و نیم آن روز
سجاده ای پر از یاس
لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی)
ابـــــــــــرار
محمدمبین احسانی نیا
جاوید باد ایران
گوهر کمال
ستاره سهیل
دیوانه حسین ودلباخته حسین
حرف هایی از زبان منطق و احساس
در انتظار آفتاب
*bad boy*
(خوش گلیب سوز)
پارسی نامه
ای روشنای خانه امید، ای شهید...
یاد دوستان به خیر....
امامزاده میر عبداله بزناباد
همنشین
کارشناس مدیریت دولتی
تصویر نور
ندای دریا
ستارگان دوکوهه
بادصبا
زیر باران (ابیات و اشعار برگزیده)
مرام و معرفت
شادیهای کوچک یک خانم خونه دار
تربیتی
سربازی در مسیر
حرم الشهدا
دل شکسته
برو تا راحت شی
آیا عشق به همین معنی است؟
دنیای پیچیده ی امروز
دل نوشته
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها جوی آباد محله بختیاری ها
منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش
سعادت نامه
کلبه تنهایی
کارشناس مدیریت بازرگانی: مهران حداد
خلوتگه راز
S&N 0511
الهگان
زندگی شیرین
عشق
شیرمرغ تا جوراب دایناسور اینجاست
عمومی
ترخون
عشق پنهان
کلبه بصیرت
مصطفی
وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی
زیبا ترین وبلاگ
طریق یار
علمدار بصیر
خادمین حضرت فاطمه سلام الله علیها ،جیرفت
دلنوشته های من
بهشت بهشتیان
در آغوش خدا
اواز قطره
محمد قدرتی
اســــرارِ وجـــود
گل یا پوچ2؟
عشق مشعلدار
خادمة القرآن
sajadb.tk
یـ|ـہ |دُنیـ|ـآ دِلَـ|ـم| گـِرفـ|ـتـِہツ
و....الهــــــه
وبلاگ شخصی محمد
عمارمیاندواب
مهاجر
جیغ بنفش در ساعت 25
... و همچنین گزیده ای از اشعار پسانیمایی
اسپایکا
آن دنیا 13
گذری به نام امام نقی علیه السلام
همه هستیم

1

2

3


ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی

سرم درد از گذشـت سال و ایـــــام

غریب بنشسته خاکم.خفته در جام

کسی یـــــارای بیـــــــــداری نــــدارد

شکاری خســته می باید دریــــن دام

 

به نومیدی زمین از ابر و بـاران

بخُشکیده قنات و چشمه ساران

به دشت و کوه، هر دم نظر کن،

ببینی جانِ خشـک جویبـــــاران

 

به کوه خفته در دامان یک دشت

به دشت خفته زیر نور خورشید

به خورشید غمین جای مانـــــده

به شن زارهای داغ، کَز باد رانـده

 

نگین انگشتری گم شد درین دشت

به سبـــزی غریـــب و جای مانــده

به باغ و چشمـــه و کُنده ای خشک

که تنــــها هیــبَتی از قول مانــــده

 

به دیواره های گلـــی آب شســــــته

به سنــــگ های پای، در بند و مـرده

به کوچه باغ های خشک و بی جان

تــــنه های تـــناور و خفتـه در خاک

 

نمیدانم چه شد؟ که، این چنین کرد؟

به کم لطــــفی،یا زمانـــه چنین کرد؟

سرآب ده و بُنده،احمد آبـاد

به سرسبزی شُهره،فیرز آباد

 

به کُردیـان و آب بی مثــــالــش

به حـــیوانک و بـــــاد شمـــالش

به خال سفیـد و تک نشـــــانش

به کشموهای زعفران و وصالش

 

به زرشــــک و میــوه های نوبـــرانه

به زیبا نو بهاران، چنارهای پر ترانه

به کوچه باغ های خشتی و سنــــگ

به بـــهـــار و پــــاییز هــــزار رنـــــگ

 

به مردمــــــان زنـده،همچـون رود

دهی ک مرد بودن شـــُهراش بــود

به دیمه زار و کشتِ دیمه و خیش

به حرمت مزارش،برکتــش بیــش

 

به نـــــام یـــــا علی و ذکـر اللّه

به عشق سبز قبا و میر عبدالله

به عزم مردانه و شور حسـیـنی

که در هیچ مُلکـــی،چنین نبینی.

 

گر ریزم هزاران بار سرشـــکی

ز شهمیرک تا قله ی بادامشکی

چه کم لطفی باشد گر نســازم

به اشـــک و خاک تـَن،خِشتـــی

 

به چاه رود و گَز و طولای بی انتهایش

قنوات پشت در پشت، قایــن ابتدایش

به ریـــگ و سیف و جنــگلِ با صفایش

به دوزوکی و مـِـس و وحووش رهایش

 

چه شـــــد خاکــــــــم؟

ز حسادت چنین ماند؟

نباشد بیش،

گر شاهنامه ای خواند.

دوباره خواهمت ساخت زرنــــگارم

به خاکت صد هزاران خِشت نگارم

به سنگَت، خانــه ات آباد ســـــــازم

به مالک بودن ایــن خـــــاک نــــازم

 

شعر:ابراهیم نصیرے(رفیـــع)


ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی

این روزها و همزمان با آغاز دهه‌ی فجر، شاید یک س?ال مهم بیشتر از قبل به ذهن نسل سومی‌ها و چهارمی‌ها بیاید و آن این است که چرا نسل قبلیِ ما انقلاب کرده است.
1

این پرسش البته بسیار مهم است و حتماً پاسخ‌های فلسفی و اجتماعی و دینی و سیاسی متنوعی هم دارد اما من می‌خواهم خوانندگان عزاداران را به دو نکته‌ی جدی متوجه کنم

نکته‌ی اول خاستگاه این پرسش است؛ منظورم از خاستگاه آن دغدغه‌ای است که باعث می‌شود در ذهن نسل سومی‌ها و چهارمی‌ها این پرسش شکل بگیرد. به نظر من خاستگاه این پرسش در بسیاری از موارد، تصورات ذهنی‌ای نادرست از وضعیت قبل و بعد از انقلاب است. تصور این که قبل از انقلاب همه‌چیز به‌سامان و درست بود، آزادی‌های متنوع سیاسی و اخلاقی در اوج بود، دموکراسی در بالاترین حد خود جریان داشت، اقتصاد در بهترین وضع، استقرار یافته بود، همه پول‌دار بودند، ایران در سطح دنیا اقتدار داشت و بعد از انقلاب همه‌چیز نابسامان شد، خفقان اتفاق افتاد، همه فقیر شدند، دیکتاتوری اقتدارگرای دینی پیش آمد و خلاصه از این حرف‌های کوچه‌بازاری و توی تاکسی و مانند آن. این تصور یکسره غلط است و باید اصلاح شود.
در نگاه حضرت امام(ره) ارزش اصلی این است که انسان زیر پرچم خدا نفس بکشد، زندگی کند و پیش برود حتی اگر در سخت‌ترین شرایط باشد و هیچ رفاهی با این ارزش بزرگ، برابری نمی‌کند چون دعوای اصلی شیطان با انسان هم همین است.


مگر می‌شود منصفانه و اخلاق‌مدارانه وضعیت قبل و بعد انقلاب را با دید علمی بررسی کرد و معتقد بود که ایران مقتدر امروز اصلاً قابل مقایسه با قبل از انقلاب است؟ گاهی دیده‌ام که بعضی‌ روشنفکرها، پُزِ دلسوزی هم نسبت به دین می‌گیرند و سری به تأسف تکان می‌دهند و می‌گویند:« وضعیت دین‌داری نسبت به قبل از انقلاب بدتر شده است و ای‌کاش دین و سیاست از هم جدامی‌ماندند و این میان دین ضررکرد و…». در حالی که واقعاً این‌طور نیست و دین‌داریِ امروز هم قابل مقایسه با دین‌داری پیش از انقلاب نیست. البته به شرطی که دین‌داری را همان مغز دین یعنی تفکر دینی بدانیم و نه آن را صرفاً در ظواهر دینی خلاصه کنیم. آن‌چه به ذهن جوان و نوجوان امروز از حیث تفکر دینی می‌رسد حقیقتاً برای خیلی از اندیشمندانِ قبل از انقلاب هم قابل تصور نیست و این ثمره‌ی جمهوریِ اسلامی است. ثمره‌ی زندگی در سایه‌ی حکومت اسلامی است؛ ضمن این که حتی در همان ظواهر هم اگر کسی فرض کند که جمهوریِ اسلامی برقرار نشده بود و ما در دوران ماهواره و وایبر و واتزآپ و مانند آن زندگی می‌کردیم، واقعاً چه فاجعه‌ی انسانی و اخلاقی‌ای در ایران رخ می‌داد؟! یا اگر قرار بود همه‌ی کشورهای دنیا، ایرانِ دورانِ پهلوی را تحریم کنند آیا واقعاً این‌همه پیش‌رفت علمی و اقتصادی قابلیت تحقق داشت؟ بنابراین خاستگاه تصوریِ این پرسش را باید اصلاح کرد تا در فضایی روشن به نتیجه رسید.

نکته دوم این که تئوریِ حاکم بر ذهن امام (ره) و پیش‌روان انقلاب و عموم مردم در شکل‌گیریِ این جریانِ ذاتاً دینی، یک حقیقت بزرگ بود: لزوم پذیرفتن ولایت الله و بیرون آمدن از سلطه‌ی ولایت طاغوت. در ذهنِ رهبران عرصه‌ی انقلاب و رهبرِ اصلی آن یعنی حضرت امام، این اصلی‌ترین انگیزه برای انقلاب اسلامی تعریف می‌شد و انگیزه‌های سیاسی و اقتصادی و مانند آن در رده‌های بعدی از اولویت قرارداشت. این مبنا بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است و البته چیزی نیست که حضرت امام(ره) آن را مخفی کرده باشند. شعارهای امام هیچ‌کدام عامیانه و حتی به‌قول امروزی‌ها پوپولیستی نبود بلکه کاملاً روشن بود و بر نگاه توحیدیِ امام ابتنا داشت. در نگاه حضرت امام(ره) ارزش اصلی این است که انسان زیر پرچم خدا نفس بکشد، زندگی کند و پیش برود حتی اگر در سخت‌ترین شرایط باشد و هیچ رفاهی با این ارزش بزرگ، برابری نمی‌کند چون دعوای اصلی شیطان با انسان هم همین است.
زندگی در فضایی که کسی در آن حکومت می‌کند که از سوی خداوند اجازه‌ی حکومت دارد یک افتخار است؛ این مهم است؛ این حقیقت را دوباره اشراق کنیم.


شیطان با این که انسان‌ها خوب زندگی کنند، شادی داشته باشند، حتی صادق و راست‌گو باشند، دزدی نکنند، حتی نماز بخوانند و حج بروند مشکلی ندارد، دغدغه‌ی اصلی شیطان و حزب شیطان آن است که انسان‌ها زیر پرچم ولایت الله زندگی نکنند. لذا خیلی وقت‌ها شیطان، جامعه‌ای می‌سازد که همه بگویند: «ببینید کسی که ولایت الله را قبول ندارد چقدر راحت زندگی می‌کند، دروغ نمی‌گوید، دزدی نمی‌کند، زنا نمی‌کند، ادب دارد، کارهایش سر وقت است.» تا با نهادینه‌شدن این نگاه، همه حاضر شوند برای اخلاق و رفاه و حتی دین‌داری، ولایت الله را کنار بگذارند؛ مثل اتفاقی که برای خوارج و معاویه افتاد و دامی که شیطان برای پیروان یزید پهن کرد. این ظرافت کار شیطان است؛ ظرافتی که خیلی از متدینین هم آن را نمی‌فهمند و به پذیرش آن تن‌می‌دهند.
امام خمینی و دهه فجر

اما مهم در اندیشه‌ی این انقلاب، ولایت‌الله بود و هست؛ همان چیزی که به قول امام صادق علیه‌السلام، هدف همه‌ی پیامبران و اولیاست. البته که رفاه و اخلاق و ظواهر دین‌داری هم باید در سایه‌ی حکومت الله رخ دهد و حتماً وظیفه‌ی حکومت دینی هم همین‌هاست اما اصلِ اصیل، زندگی در فضایی است که در آن کسی حکومت کند که از سوی خداوند اجازه‌ی حکومت بر مردم دارد نه طاغوت و طاغوت یعنی هر کسی که بدون اجازه‌ی خداوند بر مردم حکومت می‌کند. درواقع در این نگاه، انقلاب نه یک گزینه‌ی اختیاری بلکه یک امر واجب است؛ یعنی مردم باید دغدغه‌شان این باشد که فقط از کسی حرف‌شنوی داشته باشند که از طرف خداوند، اجازه‌ی حکومت بر آن‌ها را دارد، چون هر حکومتی بدون اجازه‌ی خداوند طاغوت است. همه‌ی ما باید این دو حقیقت مهم که البته دومی از اهمیت بیشتری نسبت به اولی برخوردارست را خوب درک کنیم تا در درونمان بنشیند و انقلاب برایمان قابلیت فهم پیداکند.

انقلاب حضرت امام(ره) یک انقلاب قرآنی بی‌نظیر است که تئوریِ آن کاملاً برآمده‌ی از معانیِ قرآنی و دینی است و برای حفظ آن نیز باید جوهر آن را که پذیرش حکومت ولی خداست حفظ کنیم. زندگی در فضایی که کسی در آن حکومت می‌کند که از سوی خداوند اجازه‌ی حکومت دارد یک افتخار است؛ این مهم است؛ این حقیقت را دوباره اشراق کنیم…


ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی

به گزارش روابط عمومی اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان قاینات حجت الاسلام مهدی قاصری رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان قاینات گفت : این موقوفات جهت توسعه بقعه متبرکه امامزادگان میرعبدالله و میرعبدالرزاق بزن آباد بوده که وقف گردیده اند.

 وی خاطرنشان کرد :ارزش این 11 موقوفه جدید به 900 میلیون ریال میرسد که شامل لیست ذیل می باشد:

 

 1-برات صفری ---300 متر زمین به ارزش 80 میلیون ریال –جهت امورات بقعه

2- ولی الله عباس نژاد 400 متر زمین به ارزش  80 میلیون ریال 

3- قربان شیرزاد400 متر زمین به ارزش 80 میلیون ریال

4- مریم افضلی 200 متر زمین به ارزش 40 میلیون ریال

 5.رمضان اصغری 200متر زمین به ارزش100 میلیون ریال

6. عباس هنجاری 400 متر زمین به ارزش 100 میلیون ریال

7. رمضان غنی زاده 400 متر به ارزش 100 میلیون ریال

8. برات صالحی 600 متر به ارزش 120 میلیون ریال

9. کبری شیرزاد 200 متر زمین به ارزش 40 میلیون ریال

10. غلامحسین سروری زاده 400 متر زمین به ارزش 100 میلیون ریال

11.غلامحسین رهشناس 200 متر زمین به ارزش 60 میلیون ریال

 



ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی
به گزارش روابط عمومی اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان قاینات حجت الاسلام حسین رحیمی معاون فرهنگی اجتماعی اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان قاینات گفت : این موقوفات جهت توسعه بقعه متبرکه امامزادگان میرعبدالله و میرعبدالرزاق بزن آباد بوده که وقف گردیده اند.
 وی خاطرنشان کرد :ارزش این 5 موقوفه جدید به 370 میلیون ریال میرسد که شامل لیست ذیل می باشد: 

 1-حسن هنجاری ---400 متر زمین به ارزش 100 میلیون ریال –جهت امورات بقعه

2-حاجی غلامحسین نائمی 500 متر زمین به ارزش  100 میلیون ریال

3- نوروز غنی زاده 400 متر زمین به ارزش 80 میلیون ریال

4- کلوخ محمد نشاط 200 متر زمین به ارزش 40 میلیون ریال

5-قربان صالحی 250متر زمین به ارزش50 میلیون ریال

 


ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی

 

 

 


ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی

آنچه می‌آید مجموعه‌ای از دعاهای زیبای قرآن است که از زبان پیامبران،‌ صالحان و مومنان و... از خداوند متعال خواسته شده است.

این ادعیه نجات‌بخش متضمن سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت انسان است که می‌تواند در هر موقعیتی خاصه در محراب عبادت، آذین لب‌ها و زینت‌بخش قنوت‌ نمازمان باشد.

استجابت دعا

دعاى براى پدر و مادر

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ نوح آیه 26

پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم را بیامرز

وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ شعرا آیه 86

و پدرم ( عمویم) را بیامرز، که او از گمراهان بود

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ ابراهیم آیه 41

پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا مى‏شود، بیامرز

رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا اسراء آیه 24

پروردگارا! همان‏گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده 

دعاى براى همسر

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا فرقان آیه 74

پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان

دعا براى برادر

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِکَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ اعراف آیه 151

پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانى 

دعای مؤمنان در رابطه با مؤمنان دیگر

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالْإِیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحِیم‏ [حشر / 10]

پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده، پروردگارا! تو مهربان و رحیمى‏ 

دعای بندگان خاص خدای رحمان

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراما إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاما [فرقان / 65 و 66]

پروردگارا! عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان که عذابش سخت و شدید و پر دوام است‏ چرا که جهنم بد جایگاه و بد محل اقامتى است‏ 

دعای پرهیزکاران

رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّار ( آل عمران/ 16 )

پروردگارا! براستى که ما ایمان آورده ‏ایم، پس گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش حفظ فرما. 

دعا برای نعمت دنیوی و رحمت اخروی

رَبَّنا اتِنا فِی الدُّنْیا وَ مالَهُ فِی‌الاخِرَهِ منْ خَلاقٍ. (بقرة/200)

پرودگارا  در دنیا رحمت و نعمت به ما عنایت کن هر که از رحمت تو محروم شد در آخرت بهره ندارد. 

دعا برای دور کردن انسانهای بدکار

رَبَّنا اتِهِمْ ضِعْفَینِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبیراً.(احزاب/68)

پروردگار ما، آنها که ما را گمراه نمودند عذاب آنها را دو چندان کن و از نعمتهای خود محروم ابدی فرما.

دعا برای آسان شدن کارهاى سخت

 وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی (طه آیه 26)

و کارم رابرایم آسان گردان 

آرزوى بهتر از آنچه از دسته رفته

عَسَى رَبُّنَا أَن یُبْدِلَنَا خَیْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ (قلم آیه 33)

امیدواریم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جاى آن به ما بدهد، چرا که ما به او علاقه‏مندیم! 

دعای برای فزونی رحمت و گسترش عقل

رَبَّنا اتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَهَیَّیْ لَنا مِنْ اَمْرِنا رَشَدًا(الکهف/10)

پروردگارا ما، از جانب خود بر ما رحمتی فرست و برای رشد عقلی ما وسایل هدایت و ارشاد آمده فرما. 

استعاذه

رَّبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ / وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن یَحْضُرُونِ مؤ منون آیات 97 و 98

پروردگارا! از وسوسه‏هاى شیاطین به تو پناه مى‏برم / و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -اى پروردگار من- به تو پناه مى‏برم!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1) مِن شَرِّ مَا خَلَقَ (2) وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ

إِذَا وَقَبَ (3) وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ (4) وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (5)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر بگو: پناه مى‏برم به پروردگار سپیده صبح، (1) از شر تمام آنچه آفریده است؛ (2) و از شر هر موجود شرور هنگامى که شبانه وارد مى‏شود؛ (3) و از شر آنها که با افسون در گره‏ها مى‏دمند (و هر تصمیمى را سست مى‏کنند)؛ (4) و از شر هر حسودى هنگامى که حسد مى‏ورزد! (5) 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (1) مَلِکِ النَّاسِ (2) إِلَهِ النَّاسِ (3) مِن شَرِّ

الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (4) الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ (5) مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ (6)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر بگو: پناه مى‏برم به پروردگار مردم، (1) به مالک و حاکم مردم، (2) به (خدا و) معبود مردم، (3) از شر وسوسه‏گر پنهانکار، (4) که در درون سینه انسانها وسوسه مى‏کند، (5) خواه از جن باشد یا از انسان! (6)

رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ هود آیه 47

پروردگارا! من به تو پناه مى‏برم که از تو چیزى بخواهم که از آن آگاهى ندارم 

تفویض

أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ (غافر/44)

من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست 

دعا براى آغاز کارها

بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ هود (هود/41)

به نام خدا بر آن سوار شوید! و هنگام حرکت و توقف کشتى، یاد او کنید، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است

رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا (اسراء/80)

پروردگارا! مرا (در هر کار،) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوى خود، حجتى یارى کننده برایم قرار ده! 

دعا پیروزى بر کافران

أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ (قمر/10)

من مغلوب (این قوم طغیانگر) شده‏ام، انتقام مرا از آنها بگیر

رَبِّ انصُرْنِی بِمَا کَذَّبُونِ مؤمنون (مؤمنون/26)

پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهاى آنان یارى کن

رَبِّ انصُرْنِی عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ (عنکبوت/30)

پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یارى فرما!

وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (البقرة/250)

و ما را بر جمعیت کافران، پیروز بگردان

أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ (البقرة/286)

تو مولا و سرپرست مایى، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان 

دعا پیشواى متقین شویم

وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا (الفرقان/74)

و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِن ذُرِّیَّتِی (الإبراهیم/40)

پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما) 

ذکر تسبیح الهى

سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ (الزخرف/13)

پاک و منزه است کسى که این را مسخر ما ساخت، وگرنه ما توانایى تسخیر آن را نداشتیم؛

سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا کُنَّا ظَالِمِینَ (الأعراف/5)

منزه است پروردگار ما، مسلما ما ظالم بودیم

لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ (الأنبیاء/87)

«(خداوندا!) جز تو معبودى نیست! منزهى تو! من از ستمکاران بودم! »

سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ (الأعراف/143)

خداوندا! منزهى تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوى تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!

سُبْحَانَکَ أَنتَ وَلِیُّنَا مِن دُونِهِم (سبأ/41)

منزهى (از اینکه همتایى داشته باشى)! تنها تو ولى مائى

رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ (الأعراف/89) 

نیکی در دنیا و آخرت

رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّار ( بقرة / 201 )

پروردگارا! در دنیا به ما نیکى عطا کن و در آخرت نیز نیکى مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگهدار.

پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داورى کن، که تو بهترین داورانى

رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلاَّ نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ (المائدة/25)

پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیت گنهکار، جدایى بیفکن 

دعای زیاد شدن علم

رَبِّ زِدْنی‏ عِلْما ( سوره طه آیه 114 )

پروردگارا! علم مرا زیاد کن. 

دعاى براى فرزندان و نوادگان

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ (صافات/100)

پروردگارا! به من از صالحان ( فرزندان صالح) ببخش

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّهً مُّسْلِمَهً لَّکَ (بقرة/128)

پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى که تسلیم فرمانت باشند

رَّبَّنَا إِنِّی أَسْکَنتُ مِن ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِندَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِیُقِیمُواْ الصَّلاَهَ

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء (الإبراهیم/40)

پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذیر

رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیةً طَیبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ(آل عمران/38)

«خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را می‌شنوی!»

رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا (الفرقان/74)

پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنى چشم ما قرارده، و ما را براى پرهیزگاران پیشوا گردان

  وَزَکَرِیا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنْتَ خَیرُ الْوَارِثِینَ(الأنبیاء/89)

و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»

وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی (الأحقاف/15)

و فرزندان مرا صالح گردان


ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی

ربیع حاجب می گوید: روزی طبیبی هندی در مجلس منصور کتاب طب می خواند، در حالی که امام صادق علیه السّلام در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به امام ششم علیه السّلام گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: نه، زیرا آنچه من می دانم از دانش تو بهتر است. طبیب پرسید: تو از طب چه می دانی؟ فرمود: من حرارت را با سردی، و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشکی، و خشکی را با رطوبت درمان می کنم، و مسأله تندرستی را به خدا وامی گذارم و برای تندرستی دستور پیامبر را به کار می برم که فرمود: «شکم خانه درد است، و پرهیز درمان هر دردی است، و تن را به آنچه خوی گرفته باید عادت داد».
طبیب گفت: طب جز این چیزی نیست. امام گفت: می پنداری که من این دستورها را از کتاب های بهداشتی یاد گرفته ام؟ گفت: آری، امام فرمود: من این ها را از خدا فرا گرفته ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ طبیب گفت:البته من. امام علیه السّلام فرمود: اگر این چنین است من از تو سؤالاتی می پرسم، تو پاسخ بده. گفت: بپرس.
امام صادق(ع) سئوالات زیر را از طبیب هندی
پرسیدند: امام صادق(ع) سئوالات زیر را از طبیب هندی پرسیدند:
"چرا جمجمه ی سر چند قطعه است؟
چرا موی سر بالای آن است؟
چرا پیشانی مو ندارد؟
چرا در پیشانی خطوط و چین وجود دارد؟
چرا ابرو بالای چشم است؟
چرا دو چشم مانند بادام است؟
چرا بینی میان چشم هاست؟
چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالای دهان است؟
چرا مردان ریش دارند؟
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شکن بلند است؟
چرا کف دست ها مو ندارد؟
چرا ناخن و مو جان ندارند؟
چرا قلب مانند صنوبر است؟
چرا شُش دو تکه است و در جای خود حرکت می کند؟
چرا کبد(جگر) خمیده است؟
چرا کلیه مثل دانه لوبیاست؟
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا می گردند؟
چرا گام های پا میان تهی است؟ "
طبیب هندی در پاسخ به تمامی سئوالات بالا گفت : نمی دانم.
امام فرمود: من علّت اینها را می دانم. طبیب گفت: بیان کن.
امام فرمود:
*جمجمه به دلیل اینکه میان تهی است، از چند قطعه آفریده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ویران می شد، لذا چون چند قطعه است، دیرتر می شکند.
*موی در قسمت بالای سر است، چون از ریشه ی آن روغن به مغز می رسد و از سر موها که سوراخ است، بخارات بیرون می رود و سرما و گرمایی که به مغز وارد می شود، دفع می شود.
*پیشانی مو ندارد، برای آنکه روشنایی به چشم برسد.
*خط و چین پیشانی نیز عرقی را از سر می ریزد، نگه می دارد تا وارد چشم ها نشود و انسان بتواند آن را پاک کند، مانند رودخانه ها که آب های روی زمین را نگهداری می کنند.
ابروها بالای دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه ی کافی به آنها برسد. ای طبیب، نمی بینی وقتی شدت نور زیاد است، دست خود را بالای چشم ها می گیری تا روشنی به مقدار کافی به چشم هایت برسد و از زیادی آن پیشگیری کند؟!
*بینی بین دو چشم قرار دارد تا روشنایی را بین آنها به طور مساوی تقسیم کند.
*چشم ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید. اگر چشم چهار گوش یا گرد بود، میل در آن به درستی وارد نمی شد و دوا به همه جای آن نمی رسید و بیماری چشم درمان نمی شد.
*خداوند سوارخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن پایین بیاید و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بینی در بالا بود، نه فضولات از آن پایین می آمد و نه بوی چیزی را در می یافت.
*سبیل و لب را بالای دهان آفرید، تا فضولاتی را که از مغز پایین می آید نگه دارد و خوراک و آشامیدنی به آن آلوده نگردد و آدمی بتواند آنها را از پاک کند.
*برای مردان محاسن(ریش) را آفرید تا نیازی به کشف عورت(پوشاندن سر) نداشته باشند و مرد و زن از یکدیگر مشخص شوند.
*دندان های پیشین را تیز آفرید تا گزیدن آسان گردد، و دندان های آسیاب را برای خرد کردن غذا پهن آفرید، و دندان نیش را بلند آفرید تا دندان های آسیاب را مانند ستونی که در بنا به کار می رود، استوار کند.
*دو کف دست را بی مو آفرید تا سودن به آنها واقع گردد. اگر کف دست مو داشت، وقتی انسان به چیزی دست می کشید به خوبی آن را حس نمی کرد.
*مو و ناخن را بی جان آفرید، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زیباست. اگر جان داشتند، بریدن آنها همراه با درد زیادی بود.
*قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باریک قرار داد تا در ریه ها در آید و از باد زدن ریه خنک شود.
*کبد را خمیده آفرید تا شکم را سنگین کند و آن را فشار دهد تا بخارهای آن بیرون رود.
*کلیه را مانند دانه لوبیا ساخت، زیرا منی قطره قطره در آن می ریزد و از آن بیرون می رود. اگر کلیه چهار گوش یا گِرد بود، اولین قطره می ماند تا قطره دوم در آن بریزد و آدمی از انزال لذت نمی برد. زمانی که منی از محل خود که در فقرات پشت است، به کلیه می ریزد، کلیه چون کرم بسته و باز می شود و کم کم منی را به مثانه می رساند.
*خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد، تا انسان به جهت پیش روی خود راه رود، و به همین علت حرکات وی میانه است، و اگر چنین نبود در راه رفتن می افتاد.
*پا را از سمت زیر و دو سوی آن، میان باریک ساخت، برای آنکه اگر همه پا بر روی زمین قرار می گرفت، مانند سنگ آسیاب سنگین می شد. سنگ آسیاب چون بر سر گردی خود باشد، کودکی آن را بر می گرداند و هر گاه بر روی زمین بیفتد، مردی قوی به سختی می تواند آن را بلند کند.
آن طبیب هندی گفت: این ها را از کجا آموخته ای؟ فرمود: از پدرانم و ایشان از پیامبر و او از جبرئیل، امین وحی و او از پروردگار که مصالح همه اجسام را داند. طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترین مردم روزگاری.
راستی چه شگفت انگیز است که حضرت صادق علیه السّلام بدون در دست داشتن ابزار امروزی که وسیله شناخت درون و برون انسانند، در گوشه ای از شهر مدینه برای یک طبیب هندی شگفتی های خلقت انسان را با دلایل محکم بیان می فرماید.


ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی

 

1- چهار سال پیش دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با مشارکت بسیار بالا که جزء مشارکت های فوق العاده بالا در تاریخ جمهوری اسلامی ایران و به طور قطع منطقه خاورمیانه و احتمالا در سراسر جهان بود، جمهوری اسلامی ایران را در طرازی بسیار بالا از ظرفیت مردمسالاری دینی که خاص حاکمیت ولایت فقیه می باشد قرار می داد.

جمهوری اسلامی ایران می توانست از این حجم بالای مشارکت در معادلات جهانی و سیاست خارجی حداکثر استفاده را در راستای منافع نظام و پیشبرد اهداف متعالی انقلاب اسلامی بکار گرفته و در عرصه داخلی نیز تحکیم هرچه بیشتر مبانی نظام مردمسالاری دینی را موجب شود. اما آنچه باعث شد تا از این مشارکت فراوان و پرشور استفاده لازم و درخور صورت نگیرد؛ عملکرد خلاف اخلاق، قانون و اقدامات ضدانقلابی وغیر دموکراتیک برخی از کاندیداها و اطرافیانشان بود که قبل از پایان ساعت رای گیری در مصاحبه زنده با شبکه های ضدانقلاب خارجی، خود را برنده انتخابات اعلام نموده و متعاقب آن طرفداران خود را به شورش های خیابانی تحریک و تشویق نمودند.

2- فتنه ای شکل گرفته بود که جریانات مختلف را دربر می گرفت. از جریانات تابلودار و باسابقه در ضدیت با اسلام و انقلاب تا برخی از وابستگان به نظام! و این همان پیچیدگی فتنه بود. صبر و بصیرتی لازم بود تا ابعاد فتنه روشن شود. تدبیر ولی امر و امام امت و مدارای 8 ماهه امت اسلامی ناشی از همین پیچیدگی بود و الزام به آن ملزوم.

42

نقطه عطف این شورش کور و ضدانقلابی همراهی برخی از مدعیان همراه امام و انقلاب بود که به حق ” تکیه گاه فتنه ” نام گرفتند. نهم دی ماه سال 88 پایانی بر فتنه گری ها بود و نمود رویش هایی که تلخی ریزش ها را از یادها می برد! رویش نیروهای متدین، جوان، انقلابی و ولایی بخشی از این نتیجه پربار بود؛ احیای گفتمان انقلاب رویش بزرگتر این حادثه بود. و البته این روز چون روزهای خدایی دیگر؛ 15 خرداد و 13 آبان و 12 و 22 بهمن و… در تاریخ ماند. ماندگار شد، چون خدایی شده بود و هر آنچه رنگ خدا به خود بگیرد مانا است که: ماعندکم ینفد و ما عندالله باق…..

3- امروز و از ورای چهار سال لازم است نگاهی به آن روز احیاگر و سرنوشت ساز که لیلة القدر انقلاب و تفکر برآمده از اسلام ناب بود نگاهی داشته باشیم و نسبت میان آن پدیده مبارک را با فضای حاکم بر جریانات سیاسی بازخوانی کنیم: جریانی که متاسفانه توانسته است در هیات دولت نیز نمایندگانی داشته باشد، نهم دی را افراطی و ضد اصلاحگری می داند. این جریان، فتنه و شورش کودتاگونه سال 88 را در بدبینانه ترین حالت یک سوء تفاهم! دانسته و بر لزوم عذرخواهی از فتنه گران تاکید دارد. این جریان قائل به بازگشت ” مرتدّین انقلاب ” به ساختار سیاسی نظام است. پیروزی روحانی در انتخابات اخیر بر توهم این گروه افزده است. این گروه معتقدند انقلاب خاتمه یافته و طبعا” حرکات انقلابی نیز محلی از اعراب نخواهد داشت!

جریان دیگری نیز هر چند فتنه سال 88 را ” فتنه ” می داند اما سران این فتنه را ” مفتون ” می داند. مرحوم عسگر اولادی بعنوان انقلابی ترین چهره این جریان، سران فتنه را نه فتنه گر که فتنه زده می دانست! در این جریان نحله هایی وجود دارد که ممکن است با بازگشت فتنه گران مشکلی نداشته باشند.

اما جریان دیگری که اتفاقا” با خواست اکثریت ملت شریف ایران هماهنگ است و همراه مردم شریف و بصیر ایران در خلق حادثه نه دی نقشی بسزا داشته اند، معتقد به تداوم انقلاب با اهداف و رویکردهای انقلابی – اسلامی است. این تفکر، ریزش و رویش را پدیده ای واقعی می داند که ممکن است روی دهد.

45_891008_L600

در برسی نظریات هریک از جریانات ذکر شده خوب است به شعارها و خواسته های مردم در نهم دی که از اعتقادات انقلابی آنلان ناشی می شد اشاره ای داشته باشیم.

4- در یک نگاه کلی می توان شعارها و خواسته های مردم در نهم دی ماه را در دو محور جمع بندی نمود: اعلام تبعیت از ولی امر مسلمین جهان و لعن و تنفر نسبت به دشمنان انقلاب. این دو محور در شعارهای مردم و خاسته هایشان کاملا آشکار بود: بیعت مجدد با ولی امر و اعلام انزجار از منافقان جدید و عوامل استکبار.

مردم در این روز علاوه بر تاکید بر خطوط کلی لزوم مبارزه با ضدانقلاب و فتنه گران، مصادیق را نیز تعیین نموده، فتنه را وجه داخلی استکبار دانستند. مهمترین  مصداق را می توان در لعن و طلب مرگ برای سه عنصر اصلی فتنه (موسوی، خاتمی و کروبی) و  پایان حضور رفسنجانی (بعنوان تکیه گاه فتنه) در عرصه سیاست برشمرد.

5- حال جا دارد مسئولان محترم قضایی به مردم توضیح دهند که برای تحقق خواسته هایشان چه کرده اند؟

مسئولان امنیتی به مردم و افکار عمومی توضیح دهند که آیا ” حصر خانگی ” سران فتنه محدود کردن آنان بوده یا ترحّم نظام اسلامی به آنان؟

به جاست رئیس محترم دولت از برخی همکاران و هوادارانش که گاه و بیگاه برداشتن حصر را می طلبند بپرسد که با کدام منطق خواستار رفع حصر می شوند؟

همه روسای قوا پاسخ دهند چه اتفاقی افتاده است که متهمین و فتنه گران طلبکار شده اند؟ چرا فتنه گران محاکمه نشده اند؟ و…


ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه‌ام و نه با تو دشمنی کرده‌ام
( ضحی 1-2)
افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را به سخره گرفتی.
(یس 30)
و هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی.
(انعام 4)
و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام
(انبیا 87)
و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان متوهم شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری.
(یونس 24)
و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری
(حج 73)
پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .
( احزاب 10)
تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن.
(توبه 118)
وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی
.(انعام 63-64)
این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای.
(اسرا 83)
آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟
(سوره شرح 2-3)
غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟
(اعراف 59)
پس کجا می روی؟
(تکویر26)
پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟
(مرسلات 50)
چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟
(انفطار 6)
مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود.
(روم 48)
من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم.
(انعام 60)
من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم.
(قریش 3)
برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم.
(فجر 28-29)
تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم.
(مائده 54)


ارسال شده در توسط ابراهیم شفیعی
   1   2      >