سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
مردم را روزگارى رسد که در آن از قرآن جز نشاندن نماند و از اسلام جز نام آن . در آن روزگار بناى مسجدهاى آنان از بنیان آبادان است و از رستگارى ویران . ساکنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمینند ، فتنه از آنان خیزد و خطا به آنان درآویزد . آن که از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند ، و آن که از آن پس افتد به سویش برانند . خداى تعالى فرماید : به خود سوگند ، بر آنان فتنه‏اى بگمارم که بردبار در آن سرگردان ماند و چنین کرده است ، و ما از خدا مى‏خواهیم از لغزش غفلت درگذرد . [نهج البلاغه]
امامزاده میر عبداله بزن آباد
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» روز پنجم: شهادت عبدالله بن الحسن (علیه السلام)

روز پنجم: شهادت عبدالله بن الحسن (علیه السلام)

سپاه کوفه پس از اندکی درنگ دوباره به سوی امام حسین (علیه السلام) برگشتند و در حالی که هنوز روی زمین نشسته و نمی‏توانست بلند شود اطرافش را محاصره کردند، در این هنگام عبدالله بن حسن که یازده ساله بود نگاهش به عمویش افتاد و دید که دشمن دور او حلقه زده است، حرکت کرد دوان دوان به سوی عمو برود، جناب زینب (علیها السلام) خواست او را نگه دارد و به خیمه‏ها برگرداند او می‏گفت نه، به خدا سوگند از عمویم جدا نمی‏شوم. حرکت کرد و خود را به امام (علیه السلام) رساند. در همین هنگام، بحر بن کعب شمشیر بلند کرده بود که بر سر امام (علیه السلام) فرود آورد، عبدالله داد کشید و گفت: ای پسر زن ناپاک، تو می‏خواهی عمویم را بکشی؟ آن دژخیم شمشیرش را فرود آورد و عبدالله که دست خود را به عنوان حمایت از عمو، سپر ساخته بود تا از فرود آمدن شمشیر بر بدن عمویش جلوگیری کند، آنچنان دست کوچک و نازکش را قلم نمود که به پوست بازو آویزان گردید. صدای عبدالله بلند شد و با گفتن یا عماه! بدادم برس! خود را در دامن عمو انداخت، حسین (علیه السلام) بدن نیمه جان او را به آغوش کشید و لختی دل به دلش نهاد تا دم جان دادن با او همدردی نماید، آنگاه به او فرمود:

فرزند برادرم!بر این مصیبت صبر کن که خیر تو در آن است، زیرا خداوند تو را به پدران صالح و شایسته‏ات ملحق خواهد نمود. آنگاه هر دو دست خود را به سوی آسمان بلند کرد و سپاه کوفه را این چنین نفرین نمود: خداوندا! این مردم ستمگر را از باران رحمت و از برکات زمین محروم بگردان! و اگر عمرشان به درازا می‏کشد به بلای تفرقه و تشتت مبتلایشان بفرما، و آنها را در اختلاف شدید قرار بده، حکام و فرمانروایانشان را هرگز از آنان خشنود و راضی مگردان(ستیزه و دشمنی بین آنان و حکامشان قرار بده) که آنها ما را با وعده نصرت و یاری دعوت کردند سپس بجنگ ما قیام نمودند. (1)سرانجام در حالیکه عبدالله در بغل عمویش بود حرمله با تیری که به سوی او پرتاب کرد شهیدش نمود.(2)

--------------------

منابع :

1 - کامل ابن اثیر ج 3 ص 292 و ارشاد مفید ص 241 و مثیر الاحزان ص 38 و لهوف ص 68.

2 - مثیر الاحزان ص 39 و لهوف ص 68.

--------------------



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ابراهیم شفیعی ( سه شنبه 91/8/30 :: ساعت 11:47 صبح )
»» برخی از راه های عملی افزایش محبت به اهل بیت ( محمد و آل محمد ) س

برخی از راه های عملی افزایش محبت به اهل بیت ( محمد و آل محمد ) سلام الله علیهم :

1 - انس با کتاب خدا قرآن کریم .
خدای متعال سور و آیات کتاب خویش را به گونه ای چینش و مرتب فرموده است که فقط اهل بیت علیهم السلام و مقامات و فضائل آنان اثبات می شود و لا غیر ، در این خصوص به منابعی که متذکر فضائل اهل بیت در قرآن شده اند رجوع بفرمایید .

2 - مطالعه و غور در احادیث نورانی این بزرگواران .
چنان که بزرگان فرموده اند : هر کس در احادیث حضرات معصومین غور نماید خداوند به او عقل ثانی عنایت می کند (کنایه از ازدیاد عقل و رشد فکری و معنوی و محبت قلبی نسبت به این عزیزان ) .

3 - شناخت مقامات اهل بیت و پی بردن به عظمت وجودی این عزیزان در عالم تکوین و تشریع .

4 - مراقبت از گلو که مبادا غذا و خوراک شبهه ناک یا حرام و نجس نباشند . و استفاده از سفره ی احسان و غذاهای نذری اهل بیت اهل بیت سلام الله علیهم .

5 - حضور در مجالس اهل بیت سلام الله علیهم به گونه ای که علاوه بر خود شخص در روح کودک در آغوش یا جنین در رحم اثر محبتی شدیدی دارد .( مراقبت از چشم و گوش ) .

6 - دعای پدر و مادر در حق فرزند .
امیرالمؤمنین علی سلام الله علیه فرمودند :
من از خدای خود فرزندانی زیبا روی و خوش قامت نطلبیدم بلکه از پروردگارم خواستم فرزندانی به من عطا کند که مطیع خدا و خائف از او باشد تا هرگاه به آنان می نگرم که مطیع خدایند چشمانم روشن گردد .
و در لسان حدیث داریم که :
دعای پدر و مادر در حق فرزند مستجاب است پس فرزندانی محب راستین خدا و اهل بیت عصمت و طهارت سلام علیهم را از خدای متعال درخواست نماییم .
این محبت زان محبت ها جداست
حب محبوب خدا حب خداست

7 - حضور در اماکن منتسب به اهل بیت و مشاهد مشرفه ی و زیارت آن بزرگواران .
که همین زیارت ها و خواندن زیارت نامه ها هم پیوند دهنده با معصوم و هم افزایش دهنده محبت است و هم انسان را در مسیر صراط مستقیم الهی سوق می دهد . چه گناه کاران و چه معصیت گرانی که با حضور در میدان مغناطیس معنوی معصوم علیه السلام نادم و تائب گردیدند و در مسیر صلاح و صداد قرار گرفتند و عاقبت به خیر گردیدند .

8 - پیوند با آب فرات و تربت( خاک ) کربلا . از سنت های مؤکد برداشتن کام نوزاد هنگام تولد با تربت حضرت سیدالشهداء سلام الله علیه و یا آب فرات است .
فرموده اند :
حنّکوا اولادکم بماء الفرات ( بتربة الحسین ) .
کام فرزندانتان را با آب فرات و تربت امام حسین سلام الله علیه بردارید .
امیرالمؤمنین سلام الله علیه فرمودند :
اگر کوفیان ، اولاد خود را با آب فرات ، کام بر می داشتند شیعه ی ما می شدند .

9 - محبت به شیعیان و ذریه ی اهل بیت و علمای ربانی که همگی منتسب به این بزرگواران هستند .

10 - گره زدن خوشیها و شادیها و ناخوشیها و غم هایمان با غم و شادی اهل بیت سلام الله علیهم ، اینها نیز موجب ازدیاد محبت ما با دردانه های عالم وجود می شود . چنان که فرموده اند :
شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا ، یفرحون لفرحنا و یحزنون بحزننا .
شیعیان ما از باقی مانده سرشت و طینت ما خلق شده اند در شادی ما شاد و در اندوه ما اندوهگین می شوند .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ابراهیم شفیعی ( یکشنبه 91/8/21 :: ساعت 1:42 عصر )
»» ماجرای فارسی سخن گفتن امام هادی(ع)

روایت زیبایی از دیدار امام هادی علیه السلام با علی بن مهزیار اهوازی است که طی آن، یک ساعت شنی که وی برای امام آورده به کار انداخته می شود. در این دیدار امام چند جمله فارسی می فرماید که لطیف است.

روایت یاد شده در باره امام هادی علیه السلام و درخواست آن حضرت از علی بن مهزیار برای آوردن یک ساعت شنی است. این زمان علی بن مهزیار در اهواز می زیسته و امام در سامرا در گوشه از قصر سلطنتی تحت کنترل و نظارت بوده است. راوی روایت یاد شده، ابراهیم بن مهزیار است که در این دیدار خود محضر امام را درک کرده است. نفر سوم در این دیدار، مسرور غلام علی بن مهزیار بوده است. البته از روایت روشن است که علی بن مهزیار نزد امام عزیز بوده و چند ساعت متوالی نزد آن حضرت مانده است.

روایت یاد شده در دو منبع کهن آمده است.

نخست بصائر الدرجات، ص 337 که آن روایت را به صورت مفصل از همین ابراهیم بن مهزیار نقل کرده است. مجلسی روایت مزبور را در بحار: 50/131 آورده است.

دوم به صورت مختصر در مناقب ابن شهر آشوب: 4/332 (و از آنجا در بحار: ج 49، ص 89) که از علی بن مهران نقل شده و کوتاه شده روایت قبلی است. طبعا علی بن مهران راوی این حدیث است و به احتمال نام راوی اصلی که ابراهیم بن مهزیار است و خود در این ملاقات حضور داشته، از آن افتاده است. به علاوه، قسمت آخر روایت در «مناقب» ابهام دارد.

اصل روایت:‌

حسن بن علی سرسونی از ابراهیم بن مهزیار روایت کرده است که گفت: امام هادی علیه السلام نامه ای به علی بن مهزیار نوشت و از او خواست تا ابزاری که ساعات را تعیین کند ـ اصطلاحا در این روایت «مقدار» ـ برای ایشان تهیه کند. ما این وسیله را تهیه کرده، در سال 228 برای ایشان بردیم. وقتی به سیاله رسیدیم، ابن مهزیار نامه ای نوشته و خبر آمدن خود را به امام اطلاع داده، از ایشان اجازه گرفت تا نزد آن حضرت رفته و وقت ملاقات را تعیین کند. همین طور برای ابراهیم [بن مهزیار]‌ هم اجازه گرفت. امام اجازه دادند بعد از ظهر خدمت آن حضرت برسیم.

رسیدن ما در یک روز تابستانی بسیار گرم بود. مسرور غلام علی بن مهزیار هم همراه ما بود. وقتی به قصر نزدیک شدیم بلال، غلام امام، در انتظار بود. گفت: داخل شوید: وارد حجره شدیم، در حالی که دچار تشنگی شدیدی بودیم. نشستیم. یکی از غلامان در حالی که کوزه آب خنکی داشت، پیش آمد. از آن آب خوردیم. امام علی بن مهزیار را خواست و تا بعد از عصر نزد آن حضرت بود. سپس مرا خواست. سلام کردم و اجازه خواستم دست امام را ببوسم. حضرت دستش را داد، من بوسیدم. امام مرا دعا کرد و نشستم، آنگاه برخاسته و خداحافظی کردم.

وقتی از در خانه بیرون آمدم، مرا صدا کردند و فرمودند: ای ابراهیم. عرض کردم: لبیک یا سیدی. فرمود: صبر کن. من همچنان ایستاده بودم، در حالی که مسرور، غلام ما هم با من بود. امام دستور داد مقدار [یعنی ساعت] را نصب کنند [بکار بیندازند]. حضرت آمد، تختی برای آن حضرت گذاشتند نشست. یک تخت هم برای علی بن مهزیار در سمت چپ امام گذاشتند که روی آن نشست. من در کنار ساعت بودم. یک سنگ افتاد.

مسرور [به فارسی] گفت: «هشت». امام فرمود: ثمانیه؟ گفتیم: بلی ای سرور ما. آنگاه ما بیرون آمدیم. امام به علی بن مهزیار فرمودند: فردا صبح مسرور را نزد من بفرست. ابن مهزیار او فرستاد. وقتی وارد شده بود، امام [به فارسی به وی]‌ فرموده بودند: «بار خدایا چون» ؟ مسرور گفته بود: «نیک یا سیدی».

در این وقت [شخصی به نام] نصر [از آنجا] گذشت. امام [به فارسی] به مسرور فرمود: «در ببند» او در را بست. آنگاه عبای خود را روی من انداخت تا مرا از نصر پنهان کند و سپس آنچه می خواست از من پرسید. بعد از آن امام با علی بن مهزیار دیدار کرده و فرمود: همه اینها از ترس نصر [که لابد یکی از مراقبان بوده] بود. علی بن مهزیار گفت: ترس من بیشتر از عمرو بن قرح است.

از این روایت چند نکته روشن می شود

1? نخست این که ساعت شنی در این موقع وجود داشته و این که امام از یکی از یارانش در اهواز خواسته است که آن را برای ایشان بیاورد، روشن می شود که اهواز دست کم یکی از مراکزی بوده که با ساخت این نوع ساعت آشنا بوده است.

2? نکته دوم این است که مردم اهواز و دست کم جماعت علی بن مهزیار که اصل وی از هندیجان فارس بوده، به فارسی سخن می گفته اند.

3? فارسی دانی امام که در این روایت بسیار زیبا نقل شده است، به طوری که وقتی مسرور ساعت «هشت» را می گوید، امام تعبیر «ثمانیه» را بکار می برد. جمله بعدی فارسی گویی امام، احوال پرسی آن حضرت از مسرور است با عبارت: «بار خدایا چون»؟ مسرور پاسخ می دهد «نیک یا سیدی».

سومین مورد فارسی گویی این که وقتی صبح فردای آن روز باز مسرور خدمت امام می آید، حضرت به او می فرماید: در ببند. بدین ترتیب سه کلمه و جمله فارسی در عبارت بکار رفته است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ابراهیم شفیعی ( پنج شنبه 91/8/11 :: ساعت 7:21 صبح )
»» فلش زیبا و تصویری پندهایی از امام باقر(ع)

فلش زیبا و تصویری پندهایی از امام باقر(ع) رو به مناسبت سالروز شهادت این امام غریب تقدیم همه دوستان عزیز می کنیم.


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ابراهیم شفیعی ( سه شنبه 91/8/2 :: ساعت 10:26 صبح )
»» روایت تکاندهنده امام باقر(ع) درباره حوض کوثر

در کتاب «بشارة المصطفى» و «مجالس» شیخ مفید و «أمالى» شیخ طوسى روایت کرده‏اند از شیخ مفید، از ابن قولویه، از حسین بن محمد بن عامر، از مُعَلّى بن محمد، از محمد بن جمهور عَمِّى، از ابن محبوب، از أبو محمّد وابِشى، از أبو وَرْد که گفت: از حضرت امام محمّد باقر علیه‌السلام شنیدم که مى‏گفت: چون روز قیامت بر پا شود، خداوند همه مردم را عریان و پابرهنه در زمین هموارى جمع می‌کند؛ و آنها را در راه محشر به قدرى متوقف می‌دارند که همگى عرق بسیارى مى‏کنند و نفَس‏هاى آنان به شدت میزند، و به قدرى که خداوند اراده کرده است درنگ مى‏کنند؛ و این است معناى گفتار خداوند تعالى: «فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا؛ و در آن وقت (اى پیامبر) نمى‏شنوى مگر صداى آرام و بدون صوت را.»

در این حال منادى از عرش ندا می‌کند: کجاست پیامبر امّى؟ خلایق می‌گویند: این صداى تو به همه رسید و همه شنیدند، آن پیامبر را با اسمش صدا کن!

منادى ندا می‌دهد: کجاست پیامبر رحمت: محمد بن عبدالله؟ رسول‌الله صلّى الله علیه و آله و سلّم بر پا مى‏ایستد، و از همه مردم جلوتر مى‏آید تا اینکه مى‏رسد به حوضى که طول آن به قدر مسافت ما بین أیْلَة و صَنْعَاء است، و در کنار حوض مى‏ایستد. و پس از آن صاحب شما را ندا مى‏کنند؛ او هم به جلو مى‏آید، و در برابر مردم با رسول الله وقوف مى‏کند.

سپس به مردم اجازه داده مى‏شود و آنان به حرکت در مى‏آیند. و در آن وقت، مردم به دو دسته تقسیم مى‏شوند: جماعتى در حوض وارد مى‏شوند، و جماعتى را از حوض دور مى‏کنند و چون رسول‌الله صلّى الله علیه و آله و سلّم ببیند که از محبان ما اهل‌بیت کسى را از حوض دور کنند گریه می‌کند و می‌گوید: اى پروردگار من! شیعه على! اى پروردگار من! شیعه على!

در این حال خداوند فرشته‌اى را مى‏گمارد که از آن حضرت بپرسد: اى محمد! سبب گریه شما چیست؟! رسول الله می‌گوید: چگونه نگریم بر جماعتى که از شیعیان برادرم علىّ بن ابى طالب هستند، و من آنان را مى‏نگرم که از حوض دورشان کرده‏اند، و به جانب أصحاب دوزخ روان ساخته‏اند!؟

خداوند عز و جل می‌گوید: اى محمد! من از گناهان آنها گذشتم، و همه را به تو بخشیدم. و من آنان را به تو و به کسانى که از ذریه تو هستند، و آنان آن ذرّیه را دوست دارند و ولایت آنها را برعهده گرفته‏اند، ملحق ساختم، و آنها را از زمره و جمعیت تو قرار دادم و در حوض تو وارد کردم و شفاعت تو را درباره آنان پذیرفتم و به همین دلیل تو را مکرم و گرامى داشتم.

و حضرت باقر علیه‌السلام گفتند: در آن روز چه بسیار از مردان و زنان گریه کننده‌اى که چون این جریان را ببینند، فریاد مى‏زنند: یامحمداه! و هیچ یک از موالیان ما و از محبان ما نمى‏ماند مگر آنکه در حزب ما قرار مى‏گیرد و با ما وارد در حوض ما می‏شود.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ابراهیم شفیعی ( سه شنبه 91/8/2 :: ساعت 10:17 صبح )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

ذکر خدا
نو امیدی از رحمت خداوند
مهریه معنادار همسر شهید حججی چه بود؟
یادبود شهید حججی در شهرستان قائنات /گزارش تصویری
نابودی رژیم صهیونیستی زیر 25 سال
پوستر ویژه آزادی فلسطین با تصاویر رهبران سیاسی جهان اسلام
بیانیه روز قدس پایگاه امام حسن (ع) بزن آباد
گزارشی تکان دهنده از قرآن کریم
20 جمله از رهبر انقلاب درباره «شبهای قدر»
چگونگی تشخیص شب قدر توسط سیدبن طاووس
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 6
>> بازدید دیروز: 12
>> مجموع بازدیدها: 48675
» درباره من

امامزاده میر عبداله بزن آباد

» پیوندهای روزانه

حلقه شجره طیبه شهید کاوه بزناباد [6]
امامزاده میر عبداله بزن اباد [7]
باشگاه خبرنگاران جوان [1]
ساعت مچی مردانه
[آرشیو(4)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها
امامزاده[4] . قران، خانواده ، اسلام ، زندگی ، معیار زندگی .
» آرشیو مطالب
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
تیر 95
بهمن 95
اسفند 95
اردیبهشت 96
فروردین 96
خرداد 96

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
رهائی شهرضائی (گلچین مناسبتی)
فرهنگی هنری و عامیانه
لباس شخصی
وبلاگ شخصی حامد ذوالفقاری
جاده های مه آلود
مهاجر
قاصدک
کلبه بصیرت
لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی)
ساعت یک و نیم آن روز
گوهر کمال
دلتنگ...
لبهای زخمی
EMOZIONANTE
امل کوچولو
در انتظار آفتاب
برترین لحظه ها
چشمـــه هــای رحمــت
در انتظار ظهور
علی داودی
دریــــــــای نـــور
جریان شناسی سیاسی - محمد علی لیالی
###@وطنم جزین@###
امامزاده میر عبداله بزناباد
شادیهای کوچک یک خانم خونه دار
جاوید باد ایران
داروخانه دکتر سلیمی
سجاده ای پر از یاس
ندای دریا
جوان ایرانی
عشق مشعلدار
شیرمرغ تا جوراب دایناسور اینجاست
اسپایکا
عشق الهی
آیا عشق به همین معنی است؟
کارشناس مدیریت بازرگانی: مهران حداد
وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی
پیامنمای جامع
بادصبا
سر فراز باشی میهن من
ای روشنای خانه امید، ای شهید...
طریق یار
upturn یعنی تغییر مطلوب
ترکشهای روح (تا دولت هشتم همراه با دکترسعید جلیلی)
سایت روستای چشام
حرف هایی از زبان منطق و احساس
کارشناس مدیریت دولتی
زینت زن=حفظ حجاب((Hejab pix))+عکس+پوستر
حرف خودمونی
قیدار شهر جد پیامبراسلام
وبلاگ عقل وعاقل شمارادعوت میکند(بخوانیدوبحث کنیدانگاه قبول کنید)
ابـــــــــــرار
محمدمبین احسانی نیا
ستاره سهیل
دیوانه حسین ودلباخته حسین
*bad boy*
(خوش گلیب سوز)
پارسی نامه
یاد دوستان به خیر....
همنشین
تصویر نور
ستارگان دوکوهه
زیر باران (ابیات و اشعار برگزیده)
مرام و معرفت
تربیتی
سربازی در مسیر
حرم الشهدا
دل شکسته
برو تا راحت شی
دنیای پیچیده ی امروز
دل نوشته
هیئت عزاداران حضرت زهرا سلام الله علیها جوی آباد محله بختیاری ها
منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش
سعادت نامه
کلبه تنهایی
خلوتگه راز
S&N 0511
الهگان
زندگی شیرین
عشق
عمومی
ترخون
عشق پنهان
مصطفی
زیبا ترین وبلاگ
علمدار بصیر
خادمین حضرت فاطمه سلام الله علیها ،جیرفت
دلنوشته های من
بهشت بهشتیان
در آغوش خدا
اواز قطره
محمد قدرتی
اســــرارِ وجـــود
گل یا پوچ2؟
خادمة القرآن
sajadb.tk
یـ|ـہ |دُنیـ|ـآ دِلَـ|ـم| گـِرفـ|ـتـِہツ
و....الهــــــه
وبلاگ شخصی محمد
عمارمیاندواب
مهاجر
جیغ بنفش در ساعت 25
... و همچنین گزیده ای از اشعار پسانیمایی
آن دنیا 13
گذری به نام امام نقی علیه السلام
همه هستیم
دکتر حسن روحانی
اشعار
ره توشه
گلابــی نباشـــــــــــــیم!
I AM WHAT I AM
بسیج دانشجویی دانشکده علوم و فنون قرآن تهران
مجموعه اشعار الیکا یحیایی
اینجا گرانیگاه است
PARINAZ
صدفی از جنس پارچه
شاخابه عشق
ولایت
مکاشفه مسیح
غزلیات محسن نصیری(هامون)
*دنـیــــای مـــــــن :) *
آتیه سازان اهواز
نور غدیر
دشت ناز
حرف دل
عشق یعنی ...
سَعبا میغلا
رویابین
معماری
سلطان قلب ها CR7
اینجا همه چی در همه
طوبای محبت
اخلاق ، روان شناسی ، عقاید
قتلیش
دوستی
انتظاری غریب
ریحانه
نوری چایی_بیجار
دوستانه
xXx عکسدونی xXx
نمی دونم بخدا موندم
هیئت
سلام سلام
٠•●نا کجـا آبــــاد دل مــن●•٠
ساحل نجات
من و تنهایی و وبلاگ
وبلاگ بایدهلو باشد
دل نوشته های یک دیلامی
کردکوی
allah is my lord
کلبه ی عشق
شبکة المشکاة الإسلامیة
دل شکسته
جنبش مرگ بر آمریکا
من و تو...ما
عمو همه چی دان
فرهنگی
خــــــــــــــــاطــــــــــــره هـــا
EsOeS-MuSiC
داش هادی
دلدارا
جوک ، اس ام اس ، عکس باحال
دلبری
بهار عشق
*(حرفهای نگفته)*
دو دو(دایی) اری
کیمیای ناب
ღای دریغاღ
چادر خاکی
هــیــچـــــســتـــــــــــــــــــــانـ
ماه مهربان من
ادبیات
عدالت جویان نسل بیدار
آیه های نور
قدیسان مرگ
یاور 313
ܓ✿ خیلی دخترونه
کارمزد بزرگ سوادکوه
ghamzade
نفس نفس تا عشق
علم نانو در زندگی
بی خیال همه چی
سیب سرخ
بلاغ مبین
تمنای یاد دوست
Love..:R:..
سکوت باران
erika
•.♥.• تــــبــلــیـــغــات رایـــگــان •.♥.•
یارمهربان
جوک بی ادبی
فریضه برتر
از هر دری سخنی
RANGARANG
کوثر ولایت
مقاله های تربیتی
مهندسی پیوند ارتباط داده ها ICT - DCL
Cyberom UTM
Taravoshate zehn
ـــاستـــ♥8♥ــــادـــــ
اشـــــــک
بهاره تنها
دانشجویی حس خوب زندگی
بفک بستنی
آموزش تست زدن کنکور
عشق نامه
فقط خدا
mahemalakut
سیدطاها مخبر
I love you
آبشار
اهسته اهسته
مناجات با عشق
حسام الدین شفیعیان
دانشجوی میکروبیولوژی
زمان-زندگی؟
امام حسین (ع) شهید
طراح لباس
ثانیه ها...
صداقت
خدایادیدمت...استوپ!!!

Life Is Now
تَرَنّم عفاف
ایشلیبدیش
red roz
یکی یه دونه ی باباش
PARSTINMARIA
نمیدونم
جالب انگیزناک
معرکه همون قلقلک
از دل برود هر انکه . . . .
*دختر احساس فرانک*
سیاه و سفید
مطالب جالب
قلب شکسته
new start
دریادلان ولایت
هدیه با شکوه خدا...
مطالب پایه ی ششم دبستان
ME&YOU
... و همچنین گزیده ای از اشعار پسانیمایی
زمزم ولایت
امامزاده میر عبداله
متفاوت
بسوی ظهور
دریادلان بی ادعا
به بهترین وبلاگ سرگرمی خوش امدید
من وتو
صد سال حسرت
hediyevahidian
الغاشیه
خوشنویسی ایرانی
یا فاطمه الزهرا (س)
تنهای تنها
دوست خوب
سلامت ما
صدف
اس ام اس پ ن پ
عکس و جک و اس ام اس
جهاد ولایت
CHARMING OF ME
هنوزم عاشقتم
جوانان بیجار
پرستو
عاشقانه
salaam
ستاره سوخته
نقاشی ایرانی نگارگری
هزار حرف نگفته
نــورها
پیرمرد تنها
سیاست روز
ازروی ناچاری
نیلوفرانه
دیوونه بازی
ضد پسر...
شهید
من یک احمدی نژادی هستم
فروشگاه
ترک دانلود
خانم دکتر !!!
BE MINE
تا بهشت راهی نیست 2
جوکستان
انجمن دانشجویان معماری کهگیلویه و بویر احمد
یــــــــــــــــاســــــــــــــــــــمـــــــنــــ
هیچی
کوچه باغ های زندگی
ایران در پیچ و خم تاریخ
عشق بی ساحل
*...بانو...*
تدریس تضمینی دروس حسابداری هنرستان و کارودانش
نرگس موسوی
*آموزش زبان کودکان*
The Assassins
تینا
میقات با خدا
بلوچستان
جایی برای خنده وشادی و تفریح

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان


















































































اخبار ایران و" alt="خیریه محمدالرسول الله - به روز رسانی : 3:24 ع 92/6/29 عنوان آخرین نوشته : دختر ناز" width='85' >



















» طراح قالب